از بهشت تا بهشت

از آمدن و رفتن ما...

آدمیزاد در میان بایدها زندگی می کند در میان بایدها رشد می کنددر میان بایدها باور می کند که در انتهای تمام بگیر و ببندها و دویدن ها یک هیچ بزرگ خودنمایی می ;ند.حتی اگر از مسیر به جزییات لذت هم برده باشی ولی مقصدی در کار نیست.رویاهای کوتاه مدت و از پس هر رویا بایدی جدید. مثلا باید خوشی کنی که افسردگی تو را نبلعد.باید خانه ات را عوض کنی تا راحتتر زندگی کنی.باید زیاد کارکنی، وام بگیری، باید ترک کنی، باید بخواهی، بگویی، ببخشی، فریاد بکشی و هزار چیز دیگر.

بعضی از کارها راحت است. بلدیشان.بعضی ها را بلد نیستی. گاهی ادا در میاوری. گاهی مجبور می شوی به یاد گرفتن. چون باید به هرحال راهی پیدا کنی.بعد به خودت می آیی و می بینی وااای خسته ای.خسته و بی آغوش.بعد می گویی احمق جان برای خوشی به کسی وابسته نباش باید قوی باشی باید خودت را بلد شوی.و باید هزار کوفت دیگری که نمی دانی و نمی فهمی اش را تاب بیاوری.چون دو نفر بی اراده ای برای خواستنت یک شبی تو را خلق کرده اند. بعدش در عین ناچاری فهمیده اند چه غلطی کرده اند. اما  تو برای همین خلقِ بی دلیلی که هیچ نقشی در آن نداشته ای، باید تمام عمرت مسوول باشی.می فهمی؟باید.

نویسنده : گلچهره : ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

جانی و صد آه

همه توصیه می کنند دور باش.خب حالا دورم. گیرم ازتمام صفحات مجازی همدیگه رو ریموو کنیم .اما دل اون صفحه ایه که هیچ دکمه ای برای آنفالو  نداره. دل زمان می خواد.باید بشینی و صبوری کنی تا با دستورات و کدهایی که بهش می دی مرحله به مرحله ستاپش عوض بشه.

کار دل سخته. پاک کردنش اصلا آسون نیست.

نویسنده : گلچهره : ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

ویرانگری

آرشیو این وبلاگ رو حذف کردم.غمنامه ی مکرر دیگر خواندن نداشت.

اگر روزی بالغ شدم و لذت از زندگی را دوباره یاد گرفتم، شاید دوباره نوشتم.

نویسنده : گلچهره : ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم