از بهشت تا بهشت

 

از یه جایی به بعد دیدم این آدم نه دوست منه نه رفیقم نه خواهر و مادرم.فقط دخترمه.بچمه

برخلاف تمام خطاهاش که به چشم من میاد و هی بهش غر می زنم دوستش دارم و با تمام وجود پاش می ایستم و هرجا لازم باشه پشتش در میام و می زنم تو دهن هرکس که بخواد حرف زیادی بزنه.دیدم خیلی جاها هیچکس جز اون عمق رنج من رو نمی فهمه .خیلی جاها جز من هم کسی اون رو.باهاش یاد گرفتم که والد لابد یعنی همین . که بشینی نصیحتش کنی بگه چشم بعد بره کار دیگه بکنه و تو همچنان بتونی با چشم خطاپوش بهش نگاه کنی.یا اونجاهایی که بالیدن و رشدش رو به چشم میبینی تو دلت قند آب بشه.

در این که همیشه یک تکه ی مهم از روان و جان من بوده و هست شکی ندارم.همیشه خوشی و ناخوشیش بیش از هر ادم دیگه ای دلم رو تسخیر کرده.خیلی وقت ها خودمو جاش گذاشتم و قلبم تیر کشیده.بعضی وقت ها هم شدم خودِ خودش.دیگه جا گذاشتنی در کار نبوده.رنج رو همونطوری که اون برده بردم و با هم یکی شدیم.یک همسانی تلخ و جانکاه.

نویسنده : گلچهره : ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

 

یک فیلمی هم بسازم : مردن به وقت مرداد

نویسنده : گلچهره : ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

 

دارم از عمیق ترین رنج موجودم حرف می زنم.بعد از غمگساری ها و دلداری هاش، اونجا که مرثیه ی من اوج گرفته می گه "پاشو یه لیوان گل گاو زبون بخور."

آره بیخود این در و اون در می زنیم.به ولله که زندگی تخمی تر از این حرفاست.رنج کرانه ای نداره گل گاو زبون بخور.

نویسنده : گلچهره : ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

فرصت

انقدر هنوز گیج ومنگم که نمی دونم از چی باید بگم و بنویسم.فقط همین که شما می تونید در بهترین آزمایشگاههای تهران آزمایش بشید و سرطان داشته باشید و سه هفته ی بعد به اصرار و همکاری پزشکتون بار دیگه تست بشید و خبری از سلول های بدخیم نباشه.

نتیجه اینکه مصیبت رو باور نکنیم.همیشه به شکی که تو دلمون هست اهمیت بدیم.در مسایل مهم پزشکی با پزشکان مختلفی گفتگو کنیم.و نشانه ها رو هرگز در زندگی نادیده نگیریم.

جراح زبده ای در اولین روزیکه فهمیدیم باید سینه رو جراحی کنیم من رو معاینه و راهی سفر شد.نشستم تا از سفر برگرده در همین حین زخمم خوب شد.پیش جراح دیگه ای رفتم و حاضر نشد آزمایش دوباره ای انجام بده و فقط به عمل معتقد بود.پزشک اولم هم وقتی برگشت همچنان اصرار داشت که باید عملم کنه.با هم به اجماع رسیدیم که نمونه برداری عمیق تری کنیم...

اگر دکتر سفر نمی رفت و دو روز بعد من رو جراحی می کرد هیچوقت زخم من فرصت خوب شدن و رسیدن به نمونه برداری مجدد رو پیدا نمی کرد.

از این به بعد نمی دونم که زندگی و اوضاع جسمیم چطور ادامه خواهدداشت اما من از کائنات، از تمام انرژی های خوب و دعاهای خانواده و دوستانم عمیقا سپاسگزارم.

نویسنده : گلچهره : ۸:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

شب از جایی شروع می شه که تو چشماتو می بندی

روی تخت نشستم. یه پام آویزونه یه پام رو جمع کردم زیرم و نیم خیز شدم روی میز اتو و لباسمو اتو می کنم.خوابش میاد. می شینه پایین پام.خودش رو از فضای خالی بین پایی که آویزونه و تخت می کشه بالا.سرش می رسه روی اونیکی زانوم که جمع شده.نزدیک شکمم.اتو رو می ذارم اونورتر.دستمو سُر می دم روی کمرش.صورتمو می کشم پشت سرش.دوسش دارم.

نویسنده : گلچهره : ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

 

یه جورایی بی خیال شدم و یادم رفته.قبلن اشک و آهی سر می دادم و بعدش می رفتم سراغ زندگی معمول اما این هفته همش زندگی معمول رو داشتم.حتی تو روزهای درد نمونه برداری هم تصور سرطان نداشتم.حتی تو سه چهار روز غذا نخوردن و اون آزمایش کوفتی یادم نبود که همه ی اینا مال اینه که مطمئن بشیم جاهای دیگه هم درگیره یا نه.

فکر کردم حالا که روحیه م خوبه برم راجع به پرتو درمانی بخونم ولی دردم گرفت.خیلی زیاد.نگران بعدش شدم.نگران تمام روزهای پیش رو.حتی نگران انکار رنج در همین چند روزیکه بی خیال و در لحظه ی اکنون گذشت.

نویسنده : گلچهره : ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم

 

 گفت چهار سال پیش دکترها جوابش کردن.کوتاه نیومده و جراحی سخت و شیمی درمانی های طاقت فرسا رو پشت سر گذاشته.حالش خوب شده  برگشته به زندگی.گریه کرد.انگار یاد خودش افتاده باشه.من ولی آروم بودم و بغلش کردم.گفتم مال من آسونه.خیلی آسونتر از تو  آدمی نیستم که خودم رو با شرایط سختتر آدم ها مقایسه کنم ولی ازشون درس می گیرم.با خدم فکر کردم من چه کوچیکم در مقابل بزرگی این آدم ها.هم خودم هم زخمم.

حالا مطمئنم که از پسش بر میام.به هر هزینه ای به هر قیمتی.با هر حجمی از غم با هر حجمی از بغض های گاه و بیگاه.من "می خوام"  که شکست نخورم.

نویسنده : گلچهره : ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱ امرداد ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم