از بهشت تا بهشت

عید نود و چهار

 

نشسته بودم روبروت تو کافه که گفتم بیرون جنگه انگار و چقدر خوبه که ما بی هیچ هول و دلهره ای نشستیم اینجا آروم و بر قرار.

نویسنده : گلچهره : ٩:۳۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم