از بهشت تا بهشت

 

زندگی پیچیده تر از این حرف هاست.کدام حرف ها؟ همین هایی که توی کتاب ها نوشته.یا درمعاشرت ها به همدیگر می گوییم.یا از روانکاومان می شنویم.

یک روزی باید بنشینم این خطّ سیر سی ساله را بنویسم.تکه تکه آموخته هایم را بگذارم پشت سر هم. بعد خط و ربطشان را پیدا کنم و نتیجه اش را بگذارم روی طاقچه. اینکه خیر و شر مستتر در هر آدم، زندگی، روابط چه نیکو چه تلخ است.همان هزینه فایده هایی که امیر هزار بار گفته بود.به گمانم مهمترین و ساده ترین حرف و خواهشش همین بود که یک روزی گفته بود: "بعد از پایان این دوره ها مثلن از مدل کفش آدم ها می شود شخصیتشان را حدس زد.اما قول بدهید که درگیرش نشوید.که قضاوت نکنید." من چاره ی کار را به زمان سپرده بودم.مطمئن هم نبودم که به این حد از شناخت برسم.

این چند روز فکر می کنم چه حرف راستی زده بود.چه این چشم برزخی ای که پیدا کرده ایم گاهی بلای جانمان می شود.چه شیرین است طعم دانستن خود و دیگران و در کنارش گاهی جهان چه زجرآور می شود وقتی انقدر واضح می شود تحلیل کرد و بعدش مصمم ایستاد پای هر یافته ای. یافته هایی مایه ی عصیان و هم آرامش اما دست آخر با دلی پر درد و بی دوا 

نویسنده : گلچهره : ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم