از بهشت تا بهشت

دیوانه

گفتم: تو هم آلوده ی این درد شدی.دستش پشتم بود. تنش نیم خیز و نگاهش تو صورتم.گفت: " نترس قربونت برم." اینجای حرفش اونیکی دستش روی موهام تکون می خورد. "ته تهش مردنه. چه بهتر که باهمدیگه." 

نویسنده : گلچهره : ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم